ترجمه "mock" به فارسی

تمسخر, ساختگی, بدلی بهترین ترجمه های "mock" به فارسی هستند.

mock adjective verb noun دستور زبان

An imitation, usually with the connotation that it's one of lesser quality. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تمسخر

    noun

    Rhett looked at him with polite but mocking eyes.

    رت مؤدبانه به او نگاه کرد اما حالتی از تمسخر در چشمهایش دیده میشد.

  • ساختگی

    adjective

    Shannon looked at him in mock surprise, a wide eyed innocent.

    شانون با حیرت ساختگی به او نگریست، با چشمان گشاد معصومانه.

  • بدلی

    imitation, not genuine

  • ترجمه های کمتر

    • برساخته
    • سماخ
    • ماخ
    • تقلیدی
    • مسخرگی
    • دست انداختن
    • ریشخند
    • دروغین
    • مضحکه
    • کاذب
    • دروغی
    • لاغیدن
    • وانمودین
    • (انگلیس) امتحان تمرینی
    • (با: at) مورد استهزا قرار دادن
    • (برای مبارزه) قدعلم کردن
    • (به ریش کسی) خندیدن
    • (شخص یا چیز) مورد تمسخر
    • آزمون آزمایشی
    • ادا درآوری
    • ادای کسی را درآوردن
    • اسباب خنده
    • بی نتیجه کردن
    • تحقیر کردن
    • تقلید درآوری
    • تقلید کسی را درآوردن
    • تمسخر کردن
    • تو جلد کسی رفتن
    • خوراک بدلی 0
    • ریشخند کردن
    • ظاهری (نه واقعی)
    • عرض اندام کردن
    • مسخره کردن
    • مچل سازی
    • مچل کردن
    • نقش برآب کردن
    • وابسته به خوراک که به تقلید از خوراک دیگر ساخته شده است
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mock " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mock" با ترجمه به فارسی

  • (ادبیات) داستان یا شعر رزمی خنده آور (که به تقلید از شعر حماسی درست شده)
  • (مدل چیزی که به منظور آموزش یا تمرین و غیره به اندازه ی اصلی می سازند) نمونه ی هم اندازه · ماکت
  • ریشخند
  • سپرماهي گرينلند · سپرماهی نیوفاندلند · كفشكماهي آبي · كفشكماهي سياه · کفشکماهی گرینلند
  • حماسه مضحک
  • (گیاه شناسی) پرتقال بدلی (جنس Philadelphus از خانواده ی saxifrage)
  • (آشپزی) سوپ گوشت گاو (که طعم سوپ لاک پشت سبز را دارد)
  • ریشخند
اضافه کردن

ترجمه های "mock" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه