ترجمه "modulator" به فارسی
تحریر دهنده, تعدیل کننده, زیر و بم ساز بهترین ترجمه های "modulator" به فارسی هستند.
modulator
noun
دستور زبان
A device that modulates. [..]
-
تحریر دهنده
-
تعدیل کننده
That's the whole point of this modulator anyway.
.همه هدف این تعدیل کننده ام همینه دیگه
-
زیر و بم ساز
-
میزان کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " modulator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "modulator" با ترجمه به فارسی
-
سیمکارت
-
مدولاسیون
-
(رادیو) بسامد یا دامنه و غیره را تغییر دادن · (صدا را) کم کردن · (موسیقی) به کلید دیگر رفتن · از شدت صدا کاستن · تعدیل کردن یا شدن · تلفیق کردن یا شدن · تنظیم کردن · سامان بخشی کردن · مدوله کردن یاشدن · وهیریدن · پیمانه بندی کردن وهیراندن · کج کردن
-
مدولاسیون کد پالس
-
ماژول مالی
-
(امواج رادیویی - تغییرات بسامد موج حامل که با چگونگی پیام ارسالی تناسب دارد) تحمیل بسامدی · مدولاسیون فرکانس · وهیرش بسامد
-
(الکترونیک) تحمیل دامنه ای · مدولاسیون دامنه · مدولاسیون دامنه (مخفف آن : am)
-
واحدهای کاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن