ترجمه "moist" به فارسی
نمناک, تر, مرطوب بهترین ترجمه های "moist" به فارسی هستند.
Slightly wet; characterised by the presence of moisture, not dry; damp. [from 14th c.] [..]
-
نمناک
slightly wet
His hands and face grew hot and then became moist then his cheeks and forehead flamed.
دستها و چهرهاش ابتدا داغ و سپس نمناک شد آنگاه انگار گونهها و پیشانیاش آتش گرفت.
-
تر
adjective Suffixof eyes: tearful
while a cow, with moist shell pink nose, scratched its chin upon the gatepost and dreamily regarded her.
گاو فربهای با دماغ صورتی و تر خود چانهاش را با دیرک در خاراند و با نگاه خوابآلودی به او خیره شد.
-
مرطوب
adjectiveThe air of the cellar is moist and hot, like in a sauna.
هوای زیر زمین مثل سونا داغ و مرطوب است.
-
ترجمه های کمتر
- نم
- آبدار
- اشکبار
- گریان
- (کمی) تر
- (کمی) خیس
- آب آکنده
- اشک آلود
- حاکی از وجود آب
- نم دار
- نم کشیده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " moist " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Moist" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Moist در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "moist" با ترجمه به فارسی
-
آب و هوای مرطوب · اقليم نمدار · اقلیم مرطوب
-
تری · رطوبت · نمناکی
-
رطوبت · نم