ترجمه "moisteness" به فارسی

تری, رطوبت, نمناکی بهترین ترجمه های "moisteness" به فارسی هستند.

moisteness
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تری

  • رطوبت

    It felt damp and cold, especially in clothes that were still moist.

    با لباسهای خشک نشده سردی و رطوبت هوا را بیشتر احساس میکردند.

  • نمناکی

    I wriggle my bare toes over the moist, sticky fabric of the strand.

    پنجه پاهایم روی سطح چسبنده و نمناکی که از رشتههای تار درست شده است وول میخورد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " moisteness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "moisteness" با ترجمه به فارسی

  • آب و هوای مرطوب · اقليم نمدار · اقلیم مرطوب
  • (کمی) تر · (کمی) خیس · آب آکنده · آبدار · اشک آلود · اشکبار · تر · حاکی از وجود آب · مرطوب · نم · نم دار · نم کشیده · نمناک · گریان
  • رطوبت · نم
اضافه کردن

ترجمه های "moisteness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه