ترجمه "molding" به فارسی
قالبسازی, لبه, (مبل) برجسته کاری بهترین ترجمه های "molding" به فارسی هستند.
molding
noun
دستور زبان
The act or process of shaping in or on a mold, or of making molds; the art or occupation of a molder. [..]
-
قالبسازی
adding a soft but not fully liquid material into a mold (like wet clay)
and there's no money for tooling or molding.
و پولی برای تجهیزات و قالبسازی نبود.
-
لبه
noun -
(مبل) برجسته کاری
-
ترجمه های کمتر
- تزیینات برجسته یا فرورفته (از گچ یا چوب یا سنگ و غیره به ویژه در اطراف سقف)
- حاشیه ی زینتی
- منبت کاری
- گچ بری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " molding " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "molding" با ترجمه به فارسی
-
(افکار عمومی و غیره) اثر زیاد داشتن · (فلز ریزی و ریخته گری و پلاستیک سازی و غیره) قالب · (قدیمی) خاک · (معماری) حاشیه ی تزئینی (به ویژه در اطراف سقف - معمولا از گچ یا چوب) · الگو · تپنگ · حاشیه دار کردن · خاک کشاورزی · خاک گلدانی · خمیره · در قالب ریختن · دشتن · دشته · دیس · دیسور کردن · ریخت · زنگ گیاهی · سرشت · سرشتن · سرمشق · شکل · شکل دادن · شکلی که توسط قالب ایجاد می شود · قالب · قالب گرفتن · قالب گیری کردن · قالبی · قماش · مدل · نمونه · نهاد · هر چیزی که با قالب درست شده باشد (به ویژه ژله یا لرزانک) · کالب · کفک · کپک · کپک زدن · گچ بری دور سقف · گچ بری کردن
-
(روش شکل دادن به برخی مواد پلاستیکی از راه تزریق پلاستیک گداخته به درون قالب های خیلی سرد) قالب گیری درجهشی · ریخته گری تزریقی · ریختهگری تزریقی
-
آلودگي باكتريايي · آلودگي قارچي · آلودگي كپكي · آلودگي ميكروبشناختي · آلودگي ميكروبي · آلودگی زیستی · زیستلایهها
-
قارچهاي انباري · کفکها · کپکها
-
خاک برگ · دشته ی برگ · کود برگ · کپک برگ
-
چکه
-
کپک لجن · کپک مخاطی
-
(معماری) گچبری یا تخته یا سنگ منقوش زیر سایبان یا هر نوع پیش آمدگی ساختمان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن