ترجمه "monitorship" به فارسی

مبصری, ناصحی بهترین ترجمه های "monitorship" به فارسی هستند.

monitorship noun دستور زبان

The status of serving as a monitor [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مبصری

  • ناصحی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " monitorship " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "monitorship" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه