ترجمه "monitress" به فارسی

تذکاریه, خلیفه, مبصر بهترین ترجمه های "monitress" به فارسی هستند.

monitress noun دستور زبان

(now rare) A female mentor or advisor; a female observer. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تذکاریه

  • خلیفه

    noun
  • مبصر

  • ترجمه های کمتر

    • ناصح
    • یادبرگ
    • اندرز گر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " monitress " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "monitress" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه