ترجمه "monk" به فارسی

راهب, دیرنشین, رهبانی بهترین ترجمه های "monk" به فارسی هستند.

monk noun دستور زبان

A male member of a monastic order who has devoted his life for religious service. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • راهب

    noun

    male member of monastic order [..]

    As he did so, he talked with the monk about the tribal wars.

    کیمیاگر در همان حال که این کار را انجام میداد، با راهب دربارهی جنگ قبایل صحبت میکرد.

  • دیرنشین

    I imagine even that of the Carthusian monks is not so austere.

    اگر اشتباه نکنم حتی آداب برادران دیرنشین نیز به این صعوبت نیست.

  • رهبانی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تارک دنیا
    • صومعه نشین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " monk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Monk noun

United States jazz pianist who was one of the founders of the bebop style (1917-1982)

+ اضافه کردن

"Monk" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Monk در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "monk"

عباراتی شبیه به "monk" با ترجمه به فارسی

  • (در اصل) پارچه ی پشمینه و زبر که راهبان از آن جامه می دوختند · پارچه ی ضخیم نخی با بافت طرح سبدی
  • تلانیوس مانک
اضافه کردن

ترجمه های "monk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه