ترجمه "morose" به فارسی
عبوس, بدخلق, اخمو بهترین ترجمه های "morose" به فارسی هستند.
morose
adjective
دستور زبان
Sullen, gloomy; showing a brooding ill humour [..]
-
عبوس
adjectivereplied the doctor, and he sat down morosely beside his wife,waiting for the game to end.
دکتر عبوس در انتظار ختم بازی کنار همسرش نشسته گفت:
-
بدخلق
adjective -
اخمو
adjective
-
ترجمه های کمتر
- بدعنق
- افسرده
- دلمرده
- کدر
- دلگیر
- ترش رو
- حزن انگیز
- پژمرده دل
- کج خلق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " morose " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "morose" با ترجمه به فارسی
-
بدخویی
-
با ترشرویی · بدخویانه
-
ترشرویی · کج خلقی
-
با ترشرویی · بدخویانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن