ترجمه "morph" به فارسی
(زبان شناسی) رجوع شود به allomorph, - دیس [pseudomorph], زنجیره ی واج ها بهترین ترجمه های "morph" به فارسی هستند.
morph
verb
noun
دستور زبان
(linguistics) a morph is a physical form representing some morpheme in language. It is a recurrent distinctive sound or sequence sounds. [..]
-
(زبان شناسی) رجوع شود به allomorph
-
- دیس [pseudomorph]
-
زنجیره ی واج ها
-
ترجمه های کمتر
- مخفف : ریخت شناسی
- نشانه ی وجود تکواژ
- واج زنجیره
- پسوند (اسم ساز): دارای شکل بخصوص
- گونه ی تکواژ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " morph " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "morph"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن