ترجمه "mortification" به فارسی

ریاضت, رنج, قانقاریا بهترین ترجمه های "mortification" به فارسی هستند.

mortification noun دستور زبان

The act of mortifying. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ریاضت

    She tried, by way of mortification, to eat nothing a whole day.

    برای اینکه ریاضت بکشد یک روز تمام از بام تا شام لب به غذا نزد.

  • رنج

    noun

    never should have got over such a agonizing mortification.

    هرگز! نمیتوانستم رنج یک چنین خفتی را تحمل نمایم.

  • قانقاریا

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • الم
    • فساد
    • اندوه
    • اسباب خجلت
    • بافت مردگی
    • خوارسازی جسم (برای تعالی بخشی به روح)
    • خویشتن داری
    • غم وغصه
    • مایه ی شرم
    • نفس کشی
    • کف نفس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mortification " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "mortification" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه