ترجمه "mortify" به فارسی

(برای تعالی بخشی روحی) جسم را خوار کردن, (نادر) دچار بافت مردگی شدن یا کردن, از نیرو و سر زندگی انداختن بهترین ترجمه های "mortify" به فارسی هستند.

mortify verb دستور زبان

(obsolete, transitive) To kill. [14th-17th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (برای تعالی بخشی روحی) جسم را خوار کردن

  • (نادر) دچار بافت مردگی شدن یا کردن

  • از نیرو و سر زندگی انداختن

  • ترجمه های کمتر

    • اهانت کردن به
    • تحقیر کردن
    • خجلت زده کردن
    • خوار کردن
    • دلمرده کردن
    • ریاضت دادن
    • ریاضت کشیدن
    • سرافکنده کردن
    • شرمنده کردن
    • شرمگین کردن
    • نفس کشی کردن
    • پست کردن
    • کف نفس کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mortify " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mortify" با ترجمه به فارسی

  • بر خورنده · تحقیر آمیز · خفت آور · رنجاننده · موهن
  • بر خورنده · تحقیر آمیز · خفت آور · رنجاننده · موهن
اضافه کردن

ترجمه های "mortify" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه