ترجمه "motif" به فارسی
موتیف, موضوع, بنمایه بهترین ترجمه های "motif" به فارسی هستند.
motif
noun
دستور زبان
A recurring or dominant element; a theme. [..]
-
موتیف
nounAll his past was the Venusburg motif, while her he identified somehow with the Pilgrim's Chorus motif;
گذشتهی او گویی سراسر موتیف نوسبرگ بوده است و زندگی روت را نیز با موتیف کُرِ زائران یکی دانست.
-
موضوع
nounIf these seven images, they are always interesting and this is really interesting, because it supports motif.
اگر اين هفت تصوير ، جالب و اين که واقعا جالب هستند ، زيرا آن موضوع اصلي را تاييد ميکنند.
-
بنمایه
recurring element of a story
-
ترجمه های کمتر
- زیرمایه
- نقشمایه
- انگیزه
- علت
- (آثار هنری و ادبی) درونمایه
- (در طرح) نقش مکرر
- رجوع شود به motive
- شکل عمده
- مایه اصلی
- مایه ی اصلی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " motif " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "motif" با ترجمه به فارسی
-
دنبالهی موتیف
-
موتیف ساختاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن