ترجمه "motility" به فارسی

جنبندگي, حرکت, جنبندگی بهترین ترجمه های "motility" به فارسی هستند.

motility noun دستور زبان

The state or degree of being motile. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جنبندگي

  • حرکت

    noun

    I see decomposition and no motility.

    تجزيه اشون رو ديدم ولي حرکت نه.

  • جنبندگی

  • ترجمه های کمتر

    • قدرت حرکت
    • مهارتهای حرکتی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " motility " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "motility" با ترجمه به فارسی

  • جنبدگي رودهاي · جنبدگي لوله گوارش · جنبندگي معده · جنبندگی معدی-رودهای · حركت دودي · حرکت معدی-رودهای · وازنش
  • جنبدگي رودهاي · جنبدگي لوله گوارش · جنبندگي معده · جنبندگی معدی-رودهای · حركت دودي · حرکت معدی-رودهای · وازنش
  • جنبدگي رودهاي · جنبدگي لوله گوارش · جنبندگي معده · جنبندگی معدی-رودهای · حركت دودي · حرکت معدی-رودهای · وازنش
  • جواهر لعل نهرو (دولتمرد هندی)
  • (زیست شناسی) جنبنده · جنبنده · خود جنبا · قادر به حرکت
  • جنبدگي رودهاي · جنبدگي لوله گوارش · جنبندگي معده · جنبندگی معدی-رودهای · حركت دودي · حرکت معدی-رودهای · وازنش
اضافه کردن

ترجمه های "motility" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه