ترجمه "motion" به فارسی

حرکت, جنبش, ژست بهترین ترجمه های "motion" به فارسی هستند.

motion verb noun دستور زبان

(uncountable) A state of progression from one place to another. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حرکت

    noun

    change in position of an object over time; motion is described in terms of displacement, distance, velocity, acceleration, time and speed

    Our planet, Earth, is always in motion.

    سیارهی ما، زمین، همواره در حرکت است.

  • جنبش

    noun

    On the contrary, those motions derive their most appalling beauty from it.

    بلکه بالعکس آن جنبشها وحشتاورترین زیبایی خود را از همان نیروی خیرگی بخش اخذ میکنند.

  • ژست

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • اشاره
    • تکان
    • جنب
    • طرح
    • میل
    • خواست
    • نمار
    • نمارکردن
    • نماریدن
    • ایما
    • (حقوق) درخواست از دادگاه (برای صدور حکم و غیره)
    • (در گردهمایی ها و غیره) پیشنهاد
    • (موسیقی) تغییر و تکامل آهنگ در یک قطعه
    • (نادر) قدرت حرکت
    • اشاره کردن
    • با سر و دست حالی کردن
    • جنب توانی
    • حرکت سر و دست (رجوع شود به gesture)
    • طرح دادن
    • پویایی آهنگ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " motion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "motion" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "motion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه