ترجمه "muddiness" به فارسی

اغتشاش, تیرگی, گیجی بهترین ترجمه های "muddiness" به فارسی هستند.

muddiness noun دستور زبان

The characteristic of being muddy. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اغتشاش

    noun
  • تیرگی

    noun
  • گیجی

  • گل آلودگی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " muddiness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "muddiness" با ترجمه به فارسی

  • (اندیشه و غیره) پریشان کردن یا شدن · ابری · تیره · دارای رنگ گل · درده دار · درهم · درهم و برهم · لرددار · مغشوش · ناشفاف · ناصاف · پریشان · کثیف کردن · کدر · گرفته · گل آلود · گل آلود کردن یا شدن · گلزار · گلی · گلی کردن یا شدن
  • (اندیشه و غیره) پریشان کردن یا شدن · ابری · تیره · دارای رنگ گل · درده دار · درهم · درهم و برهم · لرددار · مغشوش · ناشفاف · ناصاف · پریشان · کثیف کردن · کدر · گرفته · گل آلود · گل آلود کردن یا شدن · گلزار · گلی · گلی کردن یا شدن
  • (اندیشه و غیره) پریشان کردن یا شدن · ابری · تیره · دارای رنگ گل · درده دار · درهم · درهم و برهم · لرددار · مغشوش · ناشفاف · ناصاف · پریشان · کثیف کردن · کدر · گرفته · گل آلود · گل آلود کردن یا شدن · گلزار · گلی · گلی کردن یا شدن
  • (اندیشه و غیره) پریشان کردن یا شدن · ابری · تیره · دارای رنگ گل · درده دار · درهم · درهم و برهم · لرددار · مغشوش · ناشفاف · ناصاف · پریشان · کثیف کردن · کدر · گرفته · گل آلود · گل آلود کردن یا شدن · گلزار · گلی · گلی کردن یا شدن
  • (اندیشه و غیره) پریشان کردن یا شدن · ابری · تیره · دارای رنگ گل · درده دار · درهم · درهم و برهم · لرددار · مغشوش · ناشفاف · ناصاف · پریشان · کثیف کردن · کدر · گرفته · گل آلود · گل آلود کردن یا شدن · گلزار · گلی · گلی کردن یا شدن
اضافه کردن

ترجمه های "muddiness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه