ترجمه "muddy" به فارسی
کدر, گلی, تیره بهترین ترجمه های "muddy" به فارسی هستند.
muddy
adjective
verb
دستور زبان
Covered with or full of mud or wet soil. [..]
-
کدر
adjective -
گلی
nounHe is not muddy—yet.
پسر بچه هنوز گلی نشده است.
-
تیره
adjective
-
ترجمه های کمتر
- درهم
- لرددار
- ناشفاف
- گلزار
- ناصاف
- ابری
- مغشوش
- پریشان
- (اندیشه و غیره) پریشان کردن یا شدن
- دارای رنگ گل
- درده دار
- درهم و برهم
- کثیف کردن
- گرفته
- گل آلود
- گل آلود کردن یا شدن
- گلی کردن یا شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " muddy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "muddy"
عباراتی شبیه به "muddy" با ترجمه به فارسی
-
اغتشاش · تیرگی · گل آلودگی · گیجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن