ترجمه "murder" به فارسی
قتل, کشتن, آدمکشی بهترین ترجمه های "murder" به فارسی هستند.
(countable) An act of deliberate killing of another human being. [..]
-
قتل
nounan act of deliberate killing
The police didn't book Tom for murder.
پلیس تام را به قتل متهم نکرد.
-
کشتن
verbI knew a man who was hung in Jamaica for murdering his master.
من مردی را میشناسم که او را در ژامائیک به جرم کشتن اربابش به دار زدند.
-
آدمکشی
unlawful killing of a human with malice aforethought
A sin almost equal to murder in many minds.
گناهی که از نظر بسیاری از مردم در ردیف آدمکشی قرار داشت.
-
ترجمه های کمتر
- خون
- ادمكشى
- آدم کشی
- خونریزی
- (عامیانه) چیز بسیار دشوار یا ناخوشایند
- (مثلا هنگام ایفای نقش یا اجرای برنامه) ضایع کردن
- آدم کشتن
- افتضاح کردن
- بد اجرا کردن
- بقتل رساندن
- به قتل رساندن
- تحریف شدن
- خونریزی کردن
- ذبح کردن
- قتل عمد
- قتل عمد کردن
- مرتکب قتل نفس شدن
- کار طاقت فرسا
- کشتار وحشیانه کردن
- کشتار کردن
- گند بالا آوردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " murder " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Murder, She Said [..]
"Murder" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Murder در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "murder"
عباراتی شبیه به "murder" با ترجمه به فارسی
-
با قصد آدم کشی · قاتلانه
-
قصابی · کشتار · کشتار جمعی · کشتار فجیع
-
آدم کش · خونی · خونی، جانی، جنایتکار · قاتل
-
خود کشی
-
(عامیانه) بسیار دشوار یا ناخوشایند یا خطرناک و غیره · جنایت بار · خونی، جانی، سبع، سفاک، آدمکش · سبعانه · شنیع · قادر به یا گناهکار به یا درصدد قتل · مرگبار · وحشیانه · کشنده
-
جانی بالقوه، جانی بعد از این
-
کشتار دسته جمعی
-
راک هبت لتاق