ترجمه "murderer" به فارسی

قاتل, خونی, خونی، جانی، جنایتکار بهترین ترجمه های "murderer" به فارسی هستند.

murderer noun دستور زبان

A person who commits murder. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قاتل

    noun

    person who commits murder

    A murderer would never parade his crime in front of an open window.

    يه قاتل هيچ وقت قتلش رو در جلوي يه پنجره باز انجام نمي ده.

  • خونی

    having been polluted some years before by an unnatural murder.

    سالها پیش خونی ناحق در آنجا ریخته و معبد را ملوث کرده بودند.

  • خونی، جانی، جنایتکار

  • آدم کش

    He was not a murderer never never never.

    من نمی تونم آدم بکشم محاله محاله محاله.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " murderer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "murderer" با ترجمه به فارسی

  • با قصد آدم کشی · قاتلانه
  • قصابی · کشتار · کشتار جمعی · کشتار فجیع
  • خود کشی
  • (عامیانه) چیز بسیار دشوار یا ناخوشایند · (مثلا هنگام ایفای نقش یا اجرای برنامه) ضایع کردن · آدم کشتن · آدم کشی · آدمکشی · ادمكشى · افتضاح کردن · بد اجرا کردن · بقتل رساندن · به قتل رساندن · تحریف شدن · خون · خونریزی · خونریزی کردن · ذبح کردن · قتل · قتل عمد · قتل عمد کردن · مرتکب قتل نفس شدن · کار طاقت فرسا · کشتار وحشیانه کردن · کشتار کردن · کشتن · گند بالا آوردن
  • (عامیانه) بسیار دشوار یا ناخوشایند یا خطرناک و غیره · جنایت بار · خونی، جانی، سبع، سفاک، آدمکش · سبعانه · شنیع · قادر به یا گناهکار به یا درصدد قتل · مرگبار · وحشیانه · کشنده
  • جانی بالقوه، جانی بعد از این
  • کشتار دسته جمعی
  • راک هبت لتاق
اضافه کردن

ترجمه های "murderer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه