ترجمه "murderous" به فارسی

کشنده, مرگبار, سبعانه بهترین ترجمه های "murderous" به فارسی هستند.

murderous adjective دستور زبان

Intending, or likely to commit murder; bloodthirsty or homicidal. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشنده

    Well, a tape worm is as murderous as a dagger, any day, and not half so pretty.

    خوب! یک کرم کدو مانند یک خنجر کشنده است و تازه زیبایی آن را هم ندارد.

  • مرگبار

    adjective

    She alternated between anxious glances and murderous glares.

    نگاههایش مرتب بین نگاه نگران و نگاه مرگبار عوض میشد.

  • سبعانه

  • ترجمه های کمتر

    • خونی، جانی، سبع، سفاک، آدمکش
    • شنیع
    • وحشیانه
    • (عامیانه) بسیار دشوار یا ناخوشایند یا خطرناک و غیره
    • جنایت بار
    • قادر به یا گناهکار به یا درصدد قتل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " murderous " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "murderous" با ترجمه به فارسی

  • با قصد آدم کشی · قاتلانه
  • قصابی · کشتار · کشتار جمعی · کشتار فجیع
  • آدم کش · خونی · خونی، جانی، جنایتکار · قاتل
  • خود کشی
  • (عامیانه) چیز بسیار دشوار یا ناخوشایند · (مثلا هنگام ایفای نقش یا اجرای برنامه) ضایع کردن · آدم کشتن · آدم کشی · آدمکشی · ادمكشى · افتضاح کردن · بد اجرا کردن · بقتل رساندن · به قتل رساندن · تحریف شدن · خون · خونریزی · خونریزی کردن · ذبح کردن · قتل · قتل عمد · قتل عمد کردن · مرتکب قتل نفس شدن · کار طاقت فرسا · کشتار وحشیانه کردن · کشتار کردن · کشتن · گند بالا آوردن
  • جانی بالقوه، جانی بعد از این
  • کشتار دسته جمعی
  • راک هبت لتاق
اضافه کردن

ترجمه های "murderous" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه