ترجمه "muse" به فارسی
شگفت, میوز, (اسطوره ی یونان) هر یک از الهگان هنر و دانش بهترین ترجمه های "muse" به فارسی هستند.
muse
verb
noun
دستور زبان
A source of inspiration. [..]
-
شگفت
nounYou are quite controlled, Carlisle mused.
کارل ایل در فکر و شگفت بود: تو تقریبا کنترل شدهای.
-
میوز
-
(اسطوره ی یونان) هر یک از الهگان هنر و دانش
-
ترجمه های کمتر
- (نادر) شاعر
- الهه شعر و موسیقی
- تفکر عمیق و طولانی
- خیره شدن
- در بحر تفکر فرو رفتن
- در شگفت ماندن
- سرچشمه ی نبوغ
- عبادت کردن
- متفکرانه گفتن
- منبع الهام
- نشخوار کردن
- پیش خود فکر کردن
- ژرف اندیشی
- ژرف اندیشی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " muse " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Muse
noun
دستور زبان
One of the nine Ancient Greek deities of the arts. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Muse" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Muse در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "muse"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن