ترجمه "museful" به فارسی
(قدیمی) در بحر تفکر, مشغول ژرف اندیشی بهترین ترجمه های "museful" به فارسی هستند.
museful
adjective
دستور زبان
Meditative; thoughtfully silent.
-
(قدیمی) در بحر تفکر
-
مشغول ژرف اندیشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " museful " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "museful" با ترجمه به فارسی
-
(اسطوره ی یونان) هر یک از الهگان هنر و دانش · (نادر) شاعر · الهه شعر و موسیقی · تفکر عمیق و طولانی · خیره شدن · در بحر تفکر فرو رفتن · در شگفت ماندن · سرچشمه ی نبوغ · شگفت · عبادت کردن · متفکرانه گفتن · منبع الهام · میوز · نشخوار کردن · پیش خود فکر کردن · ژرف اندیشی · ژرف اندیشی کردن
-
(اسطوره ی یونان) الهگان هنر و دانش (نه دارگونه که الهه ی علوم و هنرهای مختلف بودند)
-
اهل فرو رفتن در بحر تفکر · تامل · تعمق · غرق در افکار · غور · متفکر · نشخوار · ژرف اندیش · ژرف اندیشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن