ترجمه "mush" به فارسی
تریاق, (انگلیس - محلی) به صورت خمیر درآوردن, (خوراک پزی) حریره (به ویژه از آرد ذرت) بهترین ترجمه های "mush" به فارسی هستند.
(uncountable) A mess, often of food; a soft or semisolid substance. [..]
-
تریاق
noun -
(انگلیس - محلی) به صورت خمیر درآوردن
-
(خوراک پزی) حریره (به ویژه از آرد ذرت)
-
ترجمه های کمتر
- (عامیانه) احساسات غلوآمیز
- (کانادا و آلاسکا - ندایی که سگ های سورتمه کش را به افزودن سرعت تشویق می کند) ماش !
- آه و ناله ی بی انگیزه
- آه و واه
- با سورتمه سفر کردن
- تندتر!
- حریره کردن
- خرد و نرم کردن
- سفر با سورتمه
- سورتمه سواری
- سورتمه سواری کردن
- نرم و غلیظ
- ننه من غریبم بازی
- هر چیز حریره مانند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mush " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
a historically Armenian city in the Turuberan province of Greater Armenia, now in eastern Turkey [..]
"Mush" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Mush در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
A form of multi-user dungeon, often used for online social intercourse and role-playing games.
"MUSH" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای MUSH در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.