ترجمه "mushroom" به فارسی
قارچ, سماروغ, زماروغ بهترین ترجمه های "mushroom" به فارسی هستند.
Any of the fleshy fruiting bodies of fungi typically produced above ground on soil or on their food sources (such as decaying wood). [..]
-
قارچ
nounfruiting body of a fungus
This is what I call the information mushroom.
این همان چیزی است که من اسمش را قارچ اطلاعات گذاشتهام.
-
سماروغ
fruiting body of a fungus
did you slice the agaric and shiitake mushrooms?
قارچ های سماروغ و شییتاک رو خرد کردی؟
-
زماروغ
fruiting body of a fungus
-
ترجمه های کمتر
- خایه دیس
- قارچی
- زودگستر
- سماروغی
- هکل
- به سرعت رشد کردن
- به سرعت رشد کننده
- زود رست
- زود رستن
- زود گسترده شدن
- سماروغ مانند
- قارچ سان
- قارچ سان شدن
- قارچ چتری
- هر چیز به شکل قارچ
- کله چنبری
- کله چنبری شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mushroom " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Mushroom (Mario)
"Mushroom" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Mushroom در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "mushroom"
عباراتی شبیه به "mushroom" با ترجمه به فارسی
-
پرورشگاههای قارچ خوراکی
-
قارچ سوخاری
-
قارچ خوراکی
-
قارچ · قارچهاي خوراكي · قارچهای خوردنی
-
قارچ خوراكي صدفي · پلوروتوس استرئاتوس
-
(گیاه شناسی) قارچ چمن · غاریقون (Agaricus campestris که خوراکی است)
-
قارچهای سیلوسایبین