ترجمه "museum" به فارسی
موزه, mūze بهترین ترجمه های "museum" به فارسی هستند.
museum
noun
دستور زبان
A building or institution dedicated to the acquisition, conservation, study, exhibition, and educational interpretation of objects having scientific, historical, cultural or artistic value. [..]
-
موزه
nounbuilding or institution [..]
This bus will take you to the museum.
این اتوبوس شما را تا موزه می برد .
-
mūze
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " museum " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Museum
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Museum" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Museum در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "museum"
عباراتی شبیه به "museum" با ترجمه به فارسی
-
موزه علوم
-
موزه بریتانیا · موزه ی ملی بریتانیا (در شهر لندن )
-
موزه هنرهای معاصر تهران
-
موزه هنرهای معاصر فورت وورث
-
موزه هنر میلدرد لین کمپر
-
موزه متروپولیتن نیویورک
-
موزه گوگنهایم نیویورک
-
موزه و کتابخانه لیندون بینز جانسون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن