ترجمه "muster" به فارسی
اجتماع, جمع, فراخوانی بهترین ترجمه های "muster" به فارسی هستند.
muster
verb
noun
دستور زبان
Gathering. [..]
-
اجتماع
noun -
جمع
nounAnd we need all the hands we can muster.
و ما هرچی کمک میتونیم باید جمع کنیم.
-
فراخوانی
-
ترجمه های کمتر
- جمعاوری
- فراخوان
- مجموعه
- حضار
- (ارتش) فهرست افراد
- (بیشتر با: up - شجاعت و نیرو و غیره) بسیج کردن
- احضار کردن
- بالغ شدن بر
- جمع کردن
- حاضرغایب کردن
- رسیدن به (تعداد معین)
- فراخواندن (به ویژه فراخواندن سربازان برای حاضر غایب کردن یا بازبینی یا خدمت)
- لیست اسامی
- لیست اسامی نفرات (muster roll هم می گویند)
- نام بری کردن
- نام فهرست
- همایش کردن
- گرد هم جمع شدن
- گردآوردی کردن
- گردهم آمدگان
- گردهمایی (به ویژه گردهمایی سربازان برای بازرسی و غیره)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " muster " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن