ترجمه "mutiny" به فارسی

سرکشی, شورش, تمرد بهترین ترجمه های "mutiny" به فارسی هستند.

mutiny verb noun دستور زبان

organized rebellion against a legally constituted authority; especially by seamen against their officers [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرکشی

    noun

    conspiracy among a group of individuals to openly oppose, change or overthrow a lawful authority

  • شورش

    noun

    My third duty was to face a mutiny of the troops.

    سومین مسئولیت من روبرو شدن با شورش افراد ارتش بود.

  • تمرد

    It is mutiny seizing the transport of one's own army.

    آخر دستبرد به کاروان قشون خودی تمرد و یاغیگری محسوب میشود!

  • ترجمه های کمتر

    • برمخیدن
    • تمرد کردن
    • سر کشی
    • سرپیچی از اجرای فرمان مافوق
    • شورش (به ویژه شورش سربازان یا ملوانان)
    • شورش کردن
    • طغیان کردن
    • یاغی شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mutiny " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "mutiny" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه