ترجمه "mutilator" به فارسی
برنده, حذف کننده, فلج کننده بهترین ترجمه های "mutilator" به فارسی هستند.
mutilator
noun
دستور زبان
Agent noun of mutilate; one who mutilates. [..]
-
برنده
noun -
حذف کننده
-
فلج کننده
-
ترجمه های کمتر
- قطع کننده
- ناقص کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mutilator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mutilator" با ترجمه به فارسی
-
اندام شکنی · بی اندام سازی · عضو شکنی · فلج سازی · قطع عضو · ناقص سازی · نسق
-
(اندام انسان یا جانور را) بریدن و ناقص کردن · (با برداشتن اجزا یا تغییر دادن آنها) معیوب کردن · تحریف شدن · زیان رساندن · ضایع کردن · قطع عضو کردن · ناقص کردن · کشتن
-
بریدن آلت جنسی زنان
-
تحریف شده · غلط · مغلوط · ناقص اندام بریده
-
(اندام انسان یا جانور را) بریدن و ناقص کردن · (با برداشتن اجزا یا تغییر دادن آنها) معیوب کردن · تحریف شدن · زیان رساندن · ضایع کردن · قطع عضو کردن · ناقص کردن · کشتن
-
(اندام انسان یا جانور را) بریدن و ناقص کردن · (با برداشتن اجزا یا تغییر دادن آنها) معیوب کردن · تحریف شدن · زیان رساندن · ضایع کردن · قطع عضو کردن · ناقص کردن · کشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن