ترجمه "mutex" به فارسی

انحصار متقابل, جلوگیری دوسویه بهترین ترجمه های "mutex" به فارسی هستند.

mutex verb noun دستور زبان

(computing, programming) An object in a program that serves as a lock, used to negotiate mutual exclusion among threads. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انحصار متقابل

  • جلوگیری دوسویه

    جلوگیری دوسویه با سزیدگی آستانه ای

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mutex " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "mutex" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه