ترجمه "muteness" به فارسی

گنگی, سکوت, صَمَم بهترین ترجمه های "muteness" به فارسی هستند.

muteness noun دستور زبان

The characteristic of being mute. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گنگی

    By night the same muteness of humanity before the shrieks of the ocean prevailed;

    شب هنگام نیز همان گنگی بشریت در برابر نعرههای اقیانوس حکمرفا بود.

  • سکوت

    noun

    Instead, celebrations were muted as Syria buried its dead and Bahrain laid to rest a 16-year-old teenager killed by police.

    اما امسال جشنها با خاکسپاری کشتهشدگان سوریه و کشته شدن نوجوان 16 ساله بحرینی توسط پلیس به سکوت کشیده شد.

  • صَمَم

  • بی صدایی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " muteness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "muteness" با ترجمه به فارسی

  • (حرف) غیر ملفوظ · (سازهای موسیقی) صدا کم کن · (نادر) کسی که اجیر شده است تا در جلسه ی عزاداری شرکت و مویه کند · gong · آدم لال · آدم ناگویا · از شدت رنگ کاستن · بی حرف · بی زبان · بی صدا · بی کلام · بیصدا · خاموش · خموش · ذکر نشده · رجوع شود به deaf-mute · ساكت · ساکت · صامت · صداکم کن به کار بردن · غیرلسانی · غیرکلامی · لال · نابز یب ،ادص یب · کر کردن · کم حرف · کم رنگ کردن · گنگ
  • ناشنوا - ناگویا · وابسته به کر و لال ها · کر و لال
  • لال هستم
  • بطور ساکت · بطور گنگ · بی صدا · خاموشانه
  • لال هستم
اضافه کردن

ترجمه های "muteness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه