ترجمه "nasalization" به فارسی
تودماغی کردن ترجمه "nasalization" به فارسی است.
nasalization
noun
دستور زبان
(phonetics, uncountable) (of a vowel) becoming nasal by place of articulation [..]
-
تودماغی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nasalization " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "nasalization" با ترجمه به فارسی
-
واکه خیشومی
-
استخوان بینی
-
صدای تودماغی
-
از بینی · تو دماغی
-
استخوان شاخک تحتانی بینی
-
(زبان شناسی) خیشومی · (کالبد شناسی) استخوان بینی · بینی · تودماغی · حرف خیشومی (مانند n و m) · دماغی · غنه ای · همخوان خیشومی · وابسته به بينی · وابسته به بینی
-
تغذيه از راه بيني · تغذيه با لوله · تغذيه قطرهاي · تغذیه بروندهانی
-
خیشومی نرمکامی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن