ترجمه "neatly" به فارسی
پاکیزه, ساده, بسادگی بهترین ترجمه های "neatly" به فارسی هستند.
neatly
adverb
دستور زبان
In a neat manner. [..]
-
پاکیزه
Whereupon, a thin,tall man of between thirty eight and forty, neatly dressed and some what meticulous and cautious in his manner
اینبار مرد سی و هشت یا چهل ساله لاغراندام و بلند بالائی که در جامه پاکیزه و آراستهاش بسیار محتاط و سختگیر مینمود،
-
ساده
adjective -
بسادگی
-
ترجمه های کمتر
- از روی سلیقه
- بطور مرتب و آراسته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " neatly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن