ترجمه "neat" به فارسی

تمیز, پاکیزه, گاو بهترین ترجمه های "neat" به فارسی هستند.

neat adjective noun دستور زبان

(archaic) A bull or cow (singular of cattle) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تمیز

    adjective

    I didn't have time to worry about neatness.

    وقت نداشتم بفکر تمیز کار کردن باشم.

  • پاکیزه

    adjective

    though I was a nice neat little soul enough, but he was an angel.

    هر چند شما شخص ریزه جثه پاکیزه مقبولی هستید اما او فرشته است.

  • گاو

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • پاك
    • مرتب
    • منظم
    • خالص
    • ناب
    • شیک
    • عالی
    • سک
    • معرکه
    • حسابی
    • خلص
    • ناآمیخته
    • نیالوده
    • هلویی
    • زبردستانه
    • رعنا
    • محشر
    • سره
    • (خط) قشنگ و خوانا
    • (خودمانی) خوب
    • (عمل یا سخن یا کار هنری) مهارت آمیز
    • (نادر) بدون کسور مختلف (مالیاتی و غیره)
    • (نادر) گاو
    • آراسته
    • ترگل ورگل
    • خوش ترکیب
    • خوش تیپ
    • خوش ریخت
    • خوش لباس
    • خوش هیکل
    • شسته و رفته
    • شیک پوش
    • صاف و ساده
    • چیره دستانه
    • گاو نر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " neat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Neat
+ اضافه کردن

"Neat" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Neat در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "neat" با ترجمه به فارسی

  • آراستگی · خالص بودن · سادگی · لب بودن · پاکیزگی · کوتاهی
  • روغن پاچه ی گاو (که در چرم سازی به کار می رود) (neatsfoot oil هم می نویسند)
  • آراستگی · خالص بودن · سادگی · لب بودن · پاکیزگی · کوتاهی
  • آراستگی · خالص بودن · سادگی · لب بودن · پاکیزگی · کوتاهی
اضافه کردن

ترجمه های "neat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه