ترجمه "nearly" به فارسی

تقریبا, کمابیش, (قدیم) صمیمانه بهترین ترجمه های "nearly" به فارسی هستند.

nearly adverb دستور زبان

almost, but not quite; slightly short of [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تقریبا

    adverb

    almost, but not quite

    Nice move nearly letting that alien cut you in half.

    کار خوبی بود که گذاشتی اون بیگانه تقریبا نصفت کنه.

  • کمابیش

    Pippin, Merry, and Sam were by that time nearly asleep on their stumbling legs

    پی پین و مری و سام در این هنگام کمابیش روی پاهای لنگان خویش خوابشان برده بود!

  • (قدیم) صمیمانه

  • ترجمه های کمتر

    • (قدیمی) با خست
    • از نزدیک
    • با خسیس گری
    • با چشم تنگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nearly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

NearLY
+ اضافه کردن

"NearLY" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای NearLY در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "nearly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه