ترجمه "neatness" به فارسی

پاکیزگی, آراستگی, کوتاهی بهترین ترجمه های "neatness" به فارسی هستند.

neatness noun دستور زبان

The state of being neat. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پاکیزگی

    noun

    and she had acquired a reputation for neatness and accuracy.

    و کارش به خاطر پاکیزگی و دقت شهرت گرفته بود

  • آراستگی

    my entertainments are neat and well served without stint of anything.

    در خانه من غذا با نظافت و آراستگی تمام و به مقدار زیاد تهیه و چیده میشود.

  • کوتاهی

    noun

    the balanced sing song neatness of his speech was the more conspicuous from its contrast with good Mr. Brooke's scrappy slovenliness.

    کوتاهی و یکنواختی متعادل شیوه بیانش، در برابر طرز بیان پراکنده و گسسته اقای بروک، بیش از پیش توجه را به خود جلب میکرد.

  • ترجمه های کمتر

    • سادگی
    • خالص بودن
    • لب بودن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " neatness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "neatness" با ترجمه به فارسی

  • (خط) قشنگ و خوانا · (خودمانی) خوب · (عمل یا سخن یا کار هنری) مهارت آمیز · (نادر) بدون کسور مختلف (مالیاتی و غیره) · (نادر) گاو · آراسته · ترگل ورگل · تمیز · حسابی · خالص · خلص · خوش ترکیب · خوش تیپ · خوش ریخت · خوش لباس · خوش هیکل · رعنا · زبردستانه · سره · سک · شسته و رفته · شیک · شیک پوش · صاف و ساده · عالی · محشر · مرتب · معرکه · منظم · ناآمیخته · ناب · نیالوده · هلویی · پاك · پاکیزه · چیره دستانه · گاو · گاو نر
  • روغن پاچه ی گاو (که در چرم سازی به کار می رود) (neatsfoot oil هم می نویسند)
  • (خط) قشنگ و خوانا · (خودمانی) خوب · (عمل یا سخن یا کار هنری) مهارت آمیز · (نادر) بدون کسور مختلف (مالیاتی و غیره) · (نادر) گاو · آراسته · ترگل ورگل · تمیز · حسابی · خالص · خلص · خوش ترکیب · خوش تیپ · خوش ریخت · خوش لباس · خوش هیکل · رعنا · زبردستانه · سره · سک · شسته و رفته · شیک · شیک پوش · صاف و ساده · عالی · محشر · مرتب · معرکه · منظم · ناآمیخته · ناب · نیالوده · هلویی · پاك · پاکیزه · چیره دستانه · گاو · گاو نر
  • (خط) قشنگ و خوانا · (خودمانی) خوب · (عمل یا سخن یا کار هنری) مهارت آمیز · (نادر) بدون کسور مختلف (مالیاتی و غیره) · (نادر) گاو · آراسته · ترگل ورگل · تمیز · حسابی · خالص · خلص · خوش ترکیب · خوش تیپ · خوش ریخت · خوش لباس · خوش هیکل · رعنا · زبردستانه · سره · سک · شسته و رفته · شیک · شیک پوش · صاف و ساده · عالی · محشر · مرتب · معرکه · منظم · ناآمیخته · ناب · نیالوده · هلویی · پاك · پاکیزه · چیره دستانه · گاو · گاو نر
اضافه کردن

ترجمه های "neatness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه