ترجمه "necessary" به فارسی

لازم, ضروری, بایسته بهترین ترجمه های "necessary" به فارسی هستند.

necessary adjective noun دستور زبان

(archaic, UK) bathroom, toilet, loo [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لازم

    adjective

    needed, required

    He was going to be a clergyman, and it was necessary that he should be preserved from contamination.

    وی قرار بود طلبه کلیسا بشود، در نتیجه لازم بود از آلودگیها دور باشد.

  • ضروری

    adjective

    needed, required

    Never think that war, no matter how necessary, nor how justified, is not a crime.

    هیچ گاه تصور نکن که جنگ هر چند که ضروری یا موجه باشد، جنایت محسوب نمی گردد.

  • بایسته

    needed, required

  • ترجمه های کمتر

    • واجب
    • بایا
    • لازمه
    • لزوم
    • ضرورت
    • ضروري
    • ناگزیر
    • ملزومات
    • الزامی
    • حتمی
    • اجباری
    • بدیهی
    • اندربای
    • دربایست
    • دروا
    • نیازین
    • وایا
    • مبال
    • گریزناپذیر
    • (جمع) لوازم
    • (حقوق) آنچه که برای بقای حیات آدم صغیر یا مهجور لازم است
    • (محلی) مستراح
    • الزام آور
    • بخور و نمیر
    • بی گریز
    • شرط لازم
    • غیرقابل احتراز
    • نا گريز
    • پرهیز ناپذیر
    • چیز ضروری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " necessary " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Necessary
+ اضافه کردن

"Necessary" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Necessary در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "necessary" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "necessary" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه