ترجمه "necessitous" به فارسی

لازم, نیازمند, تنگدست بهترین ترجمه های "necessitous" به فارسی هستند.

necessitous adjective دستور زبان

(archaic) Needy, indigent, destitute, poor. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لازم

    adjective

    which necessitates a vast volume of commentaries to expound it.

    که یک جلد بزرگ تفسیر را برای توضیح آن لازم میکند.

  • نیازمند

    If your business necessitated your seeing

    اگر کارت نیازمند ملاقات با مسئولین بود،

  • تنگدست

  • ترجمه های کمتر

    • ندار
    • (سخت) محتاج
    • بی چیز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " necessitous " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "necessitous" با ترجمه به فارسی

  • احتیاج · بیچارگی · تنگدستی · تهیدستی · نیازمندی
  • از روی نیازمندی
  • (نادر) مجبورکردن · ایجاب کردن · بایسته کردن · دربایستن · ضروری کردن · لازم کردن · مستلزم بودن · نیازمند بودن · واجب کردن · وادارکردن · واداشتن
اضافه کردن

ترجمه های "necessitous" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه