ترجمه "neck" به فارسی

گردن, تنگه, گردنه بهترین ترجمه های "neck" به فارسی هستند.

neck verb noun دستور زبان

The part of body connecting the head and the trunk found in humans and some animals. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گردن

    noun

    the part of body connecting the head and the trunk found in humans and some animals [..]

    Tom got his neck broken in a ski accident.

    گردن تام به هنگام اسکی بازی شکسته شد.

  • تنگه

    noun

    hes choking. that thing around his neck, its too tight

    اون داره خفه ميشه. اون چيز دور گردنش. خيلي تنگه

  • گردنه

    noun

    Across the sandy neck from the first flat to the second we built a corduroy road of brushwood.

    روی گردنه شنی بین دو تپه اول و دوم جادهای از بوته و خاشاک ساختیم.

  • ترجمه های کمتر

    • گریبان
    • دورگردن
    • باریکه
    • باریکاب
    • ندرگ
    • نواره
    • گدار
    • (اندام و ساز واره ها) باریکترین بخش
    • (جامه)یقه
    • (جغرافی) آبراه
    • (خودمانی) ماچ و بوسه کردن
    • (زمین شناسی) ستون سنگ های آذرین
    • دست یازی و ماچ کردن
    • زمین باریک
    • ستون گردنه
    • مغازله کردن
    • هر چیز گردن مانند
    • کشتن پرنده (با پیچاندن گردن)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " neck " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Neck

Neck (Chinese constellation)

+ اضافه کردن

"Neck" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Neck در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "neck"

عباراتی شبیه به "neck" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "neck" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه