ترجمه "needleful" به فارسی
نخی که یکبار درته سوزن میکنند, یک سوزن نخ بهترین ترجمه های "needleful" به فارسی هستند.
needleful
noun
دستور زبان
As much thread as is put into a needle at one time [..]
-
نخی که یکبار درته سوزن میکنند
-
یک سوزن نخ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " needleful " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "needleful" با ترجمه به فارسی
-
سنجاقک · سوزن
-
برگ سوزنی کاج · سوزن برگ کاج · کاج برگ
-
برنامه تعویض سرنگ
-
(هواشناسی : بلورچه های بسیار نازک که به آهستگی فرود می آیند) یخسوزن
-
خواب رفتن دست یا پا · خواب رفتگی · سوزن سوزن شدن · گز گز کردن
-
برگ · برگها · برگهاي سوزني مخروطیان
-
(آمپول یا سرنگ) سوزن · (بافتن پیراهن پشمی یا قلابدوزی و غیره) میل · (حکاکی و کنده کاری و غیره) قلم · (در بلورین شدن یا یخ زدن) سوزنی شدن · (عامیانه) الکل افزودن (به نوشابه) 5 · (عامیانه) سکه زدن · (قطب نما و سرعت نمای اتومبیل و غیره) عقربه · (گیاه شناسی) برگ سوزنی (مانند برگ کاج) · آمپول زنی · اذیت کردن · انگولک کردن · با سوزن دوختن یا سوراخ کردن · تزریق 0 · دست انداختن · دوزندگی کردن 3 · رجوع شود به electric needle 1 · رجوع شود به needle valve · رجوع شود به obelisk 2 · رجوع شود به stylus · سر به سر گذاشتن · سرنگ · سوال پیچ کردن · سوزن · سیخونک زدن 4
-
بلبرینگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن