ترجمه "niggling" به فارسی
تنگ هم, جزئی, خرد بهترین ترجمه های "niggling" به فارسی هستند.
niggling
noun
adjective
verb
دستور زبان
Present participle of niggle. [..]
-
تنگ هم
-
جزئی
-
خرد
adjective
-
ترجمه های کمتر
- زیاده از حد وقت برده
- فشرده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " niggling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "niggling" با ترجمه به فارسی
-
(انگلیس - محلی) مته به خشخاش گذاشتن · ایراد گرفتن · جنجال کردن · خرده گرفتن · خرده گیری کردن · ستیزه کردن · لفت ولعاب دادن · محاجه کردن · ور رفتن · پرخاش کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن