ترجمه "nighness" به فارسی
خست, همانندی, شباهت بهترین ترجمه های "nighness" به فارسی هستند.
nighness
noun
دستور زبان
The quality or state of being nigh, or near.
-
خست
-
همانندی
-
شباهت
noun -
نزدیکی
nounThe original iron entered nigh the tail, and, like a restless needle sojourning in the body of a man, travelled full forty feet
آهن اصلی زوبین در نزدیکی دنب حیوان فرو رفته و مثل سوزن بیآرام در تن انسان چهل قدم در بدن وال پیش رفته بود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nighness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "nighness" با ترجمه به فارسی
-
(جا یا زمان یا رابطه) نزدیک · (قدیمی) نزدیک شدن · تقریبا · حدود · فرا رسیدن · قریب · نزدیک · نزدیک شدن · کمابیش
-
تقرب
-
اکثر/اکثریت قریب به اتفاق
-
تقریبا
-
زیاده نزدیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن