ترجمه "nigh" به فارسی
نزدیک, نزدیک شدن, تقریبا بهترین ترجمه های "nigh" به فارسی هستند.
nigh
adjective
verb
adverb
adposition
دستور زبان
(archaic, poetic) near, close by, almost [..]
-
نزدیک
adjectivenear, close to [..]
It was nearly six o'clock, but only grey imperfect misty dawn, when we drew nigh the wharf.
وقتی بندرگاه نزدیک میشدیم ساعت نزدیک شش اما سحر مهآلود و خاکستری بود.
-
نزدیک شدن
to approach
-
تقریبا
adverbStubb did but speak out for well nigh all that crew.
آنچه استاب گفت تقریبا از جانب همه جاشو ان بود.
-
ترجمه های کمتر
- حدود
- کمابیش
- قریب
- (جا یا زمان یا رابطه) نزدیک
- (قدیمی) نزدیک شدن
- فرا رسیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nigh " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "nigh" با ترجمه به فارسی
-
تقرب
-
اکثر/اکثریت قریب به اتفاق
-
خست · شباهت · نزدیکی · همانندی
-
تقریبا
-
زیاده نزدیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن