ترجمه "noncombatant" به فارسی

غیرارتشی, نارزمی, ناستیز بهترین ترجمه های "noncombatant" به فارسی هستند.

noncombatant noun adjective دستور زبان

A non-fighting member of the armed forces [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • غیرارتشی

  • نارزمی

  • ناستیز

  • ترجمه های کمتر

    • ناسپاهی
    • شخصی
    • (عضو ارتش که در رزم شرکت نمی کنند مانند پزشک یا قاضی عسگر) غیر رزمی
    • (هنگام جنگ)غیرنظامی
    • افراد غیر نظامی
    • خارج از صف
    • وابسته به ناسپاهیان یا نارزمیان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " noncombatant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "noncombatant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه