ترجمه "noncommittal" به فارسی

نامشخص, گنگ, مبهم بهترین ترجمه های "noncommittal" به فارسی هستند.

noncommittal adjective دستور زبان

Tending to avoid commitment; lacking certainty or decisiveness; reluctant to give out information or show one's feelings or opinion. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نامشخص

  • گنگ

    noun
  • مبهم

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • تعهد گریز
    • غیر مشخص
    • نامتمایل به قبول تعهد یا ابراز عقیده یا خواسته یا هدف خود
    • پایبند گریز
    • پیمان گریز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " noncommittal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "noncommittal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه