ترجمه "noncompliance" به فارسی
نافرمانی, سرپیچی, سرپیچی (به ویژه از دستور دادگاه یا مافوق و غیره) بهترین ترجمه های "noncompliance" به فارسی هستند.
noncompliance
noun
دستور زبان
A failure to comply [..]
-
نافرمانی
noun -
سرپیچی
noun -
سرپیچی (به ویژه از دستور دادگاه یا مافوق و غیره)
-
ترجمه های کمتر
- عدم اطاعت
- عدم انجام
- عدم تسلیم یا توافق
- عدم تمکین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " noncompliance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "noncompliance" با ترجمه به فارسی
-
مظنون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن