ترجمه "noonday" به فارسی
ظهر, نیمروز, بالاترین نقطه بهترین ترجمه های "noonday" به فارسی هستند.
noonday
noun
دستور زبان
The time of noon; the time of day when the sun is highest in the sky, especially on a hot day. [..]
-
ظهر
nounAt that period of the solstice, the light of full noonday is, so to speak, poignant.
در این لحظه انقلاب شمسی، روشنایی هنگام ظهر، به اصطلاح بیاندازه مؤثر است.
-
نیمروز
nounyou cannot find the pearly dawn at noonday.
نمیتوانید روشنایی مروارید گون سحر را در نیمروز بیابید.
-
بالاترین نقطه
noun -
وسط روز
a child might persuade him that it is night at noonday;
وی به قدری ساده دل است که کودکی میتواند در وسط روز او را قانع کند که شب است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " noonday " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن