ترجمه "noontide" به فارسی

ظهر, نیمروز, اوج بهترین ترجمه های "noontide" به فارسی هستند.

noontide adjective noun دستور زبان

midday, noon [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ظهر

    noun

    Next noontide saw the admirable woman in her usual place in the wine shop

    روز بعد، ظهر هنگام این بانوی شایستهء تحسین در جای معمول خویش در میخانه نشست

  • نیمروز

    noun
  • اوج

    noun
  • بالاترین نقطه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " noontide " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "noontide" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه