ترجمه "noticeable" به فارسی
قابل توجه, محسوس, چشمگیر بهترین ترجمه های "noticeable" به فارسی هستند.
noticeable
adjective
دستور زبان
Worthy of note; significant. [..]
-
قابل توجه
adjectiveworthy of note; significant
colorization needs work, but the units dont notice
رنگ آميزيش نياز به کار داره اما واحدها منظور شخصيتهاي داخل سيستمه قابل توجه اند
-
محسوس
The ticking of the clock began to bring itself into notice.
صدای تیک تاک ساعت کاملاً محسوس شده بود.
-
چشمگیر
And her black dress, with its sumptuous lace, was not noticeable on her
و پیراهن مخمل سیاه، با آن همه تور، خودبهخود چشمگیر نیست، بلکه صرفاً قابی است بر اندام او.
-
ترجمه های کمتر
- شاینده
- شایان توجه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " noticeable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "noticeable" با ترجمه به فارسی
-
او حتی به کوچکترین چیزهایی در زندگی پی برد که اکثر ما مانند رنگ آسمان و گلهایی که در بهار شکوفا می شوند ، قدر آن را نمی دانیم. · او حتی به کوچکترین چیزهایی در زندگی پی برد که اکثر ما مانند رنگ آسمان و گلهایی که در بهار شکوفا می شوند ، قدر آن ها را نمی دانیم.
-
اولین روز اخطار
-
دیوگیم امش هب هک یا هیعالطا( شريذپ مدع هیم العا)میرک در ار امش یاعدا
-
بطور برجسته یا معلوم · بطور قابل ملاحظه · چنانکه بتوان دید
-
اخطار کردن · اطلاع دادن · امکان داشتن · توصیه دادن · زندان کردن · قدرت داشتن · قیمت کردن · نصیحت کردن · پند دادن
-
اخطارهای شدت یافته
-
یادداشت پایان اشتغال
-
تذکر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن