ترجمه "notifiable" به فارسی
(بیماریی که باید به مراجع مربوطه گزارش داده شود) گزارش دادنی ترجمه "notifiable" به فارسی است.
notifiable
adjective
دستور زبان
(medicine, of a disease) That must be notified to the authorities. [..]
-
(بیماریی که باید به مراجع مربوطه گزارش داده شود) گزارش دادنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " notifiable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "notifiable" با ترجمه به فارسی
-
بانک ابلاغ کننده
-
اخطار کننده
-
نداد عالطا هب تقفاوم
-
اعلان کننده تروجان
-
آگاه کردن · آگهداد کردن · اخطار کردن · اخطاریه فرستادن · اطلاع دادن · توصیه دادن · خبردادن · قیمت کردن · نتخاس هاگا · نصیحت کردن · پند دادن
-
دیهدب عالطا ام هب ً افطل
-
آگاه کردن · آگهداد کردن · اخطار کردن · اخطاریه فرستادن · اطلاع دادن · توصیه دادن · خبردادن · قیمت کردن · نتخاس هاگا · نصیحت کردن · پند دادن
-
آگاه کردن · آگهداد کردن · اخطار کردن · اخطاریه فرستادن · اطلاع دادن · توصیه دادن · خبردادن · قیمت کردن · نتخاس هاگا · نصیحت کردن · پند دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن