ترجمه "obediently" به فارسی

فرمانبردارانه, مطیعانه بهترین ترجمه های "obediently" به فارسی هستند.

obediently adverb دستور زبان

In an obedient manner. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرمانبردارانه

    adverb
  • مطیعانه

    adverb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " obediently " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "obediently" با ترجمه به فارسی

  • (کلیسا) رجوع شود به jurisdiction · احترام · اطاعت · انقياد · انقیاد · تسلیم · تعظیم · حرف شنوی · رامی · فرمان برداری · فرمانبرداری · هیرمندی · ىمار · کرنش
  • سر به زیر · فرمان بردار · مطیع · منقاد · هیرمند
  • اطاعات، فرمانبرداری
  • (کلیسا) رجوع شود به jurisdiction · احترام · اطاعت · انقياد · انقیاد · تسلیم · تعظیم · حرف شنوی · رامی · فرمان برداری · فرمانبرداری · هیرمندی · ىمار · کرنش
  • سر به زیر · فرمان بردار · مطیع · منقاد · هیرمند
  • سر به زیر · فرمان بردار · مطیع · منقاد · هیرمند
  • (کلیسا) رجوع شود به jurisdiction · احترام · اطاعت · انقياد · انقیاد · تسلیم · تعظیم · حرف شنوی · رامی · فرمان برداری · فرمانبرداری · هیرمندی · ىمار · کرنش
  • سر به زیر · فرمان بردار · مطیع · منقاد · هیرمند
اضافه کردن

ترجمه های "obediently" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه